دوست داشتن دو طرفه است اونی که یه طرفه است هوس و خواستن زیاد و به غارت بردنه که لازمه همشون اینه که انسان رو کالا ببینی
اگه محبت کنیم محبت میبینیم .... در غیر اینصورت یه جای کار ایراد داشته
فکر نمی کنم چون واقعا اینطوریه... دوست داشتن دو طرفه است ولی دوست داشتن واقعی که به کسی که دوست داشته می شود احساس فوق العاده ای میبخشد ؛دوست داشتنی است که بابت آن از طرف مقابل انتظار دوست داشتن خودمان را نداشته باشیم.البته این سوال به وجود میآید شاید طرف مقابل اصلا نفهمد که ما دوستش داریم که باید بگویم منظور من اصلا این مورد نبوده است . بلکه من منظورم مرتبه ای از دوست داشتن است که بعد از دوست داشتن دوطرفه است.عاشقان واقعی معمولا در دوست داشتن طرف مقابل از هم سبقت میگیرند اما متاسفانه بعضی ها فقط منتظرند ببینند طرف مقابل به آنها محبت می کند تا آنوقت به آنها محبت کنند.البته باید عرض کنم که منظور من اینجا صرفا رابطه خاصی نیست بلکه دربرگیرنده تمام روابط است مثلا دو همکار-دو برادر و ... بهرحال مرسی از اینکه قابل دونستید و دوست دارم اگه امکانش هست راجع به مطالب قدیمی ترم هم نظرتون رو بدونم البته اگه وقتتون اجازه بده
سلام. اگر مرا مخیر کنند که میان زیبایی و حقیقت یکی را انتخاب کنم، بیدرنگ زیبایی را انتخاب میکنم. زیرا اطمینان دارم که در زیبایی حقیقتی نهفتهاست که بالاتر از خود حقیقت است.
منتظر نظرتون در وبلاگم هستم.
خیلی ممنون از اظهار نظرتون.ممنون از اینکه قابل دونستین. به روی چشم حتما در خدمتتون هستم
سلام به نظر من باید هر دو تاش باشه کم اند کسایی که فقط دوست دارند و براشون مهم نیس دوستشون داشته باشن واقعا تامل بر انگیز بود و البته زیبا موفق باشین
به نظر من آدم باید به یک سری باورهایی برسه تا بتونه به این مرتبه برسه که مهم نباشه دوستش داشته باشند.ممنون از اینکه قابل دونستید.اگه وقت کردین مطالب قبلی ام رو هم مطالعه کنین خوشحال میشم نظراتتون رو درباره اونها بدونم.
هر دو ی اینها برای انسان یک نیازه وهیچ کدوم به دیگری ترجیج نداره... ممنون که به وبلاگ من اومدی
ولی به نظر من نهایت بزرگ منشی انسان وقتیه که بدون چشم داشت به کسی محبت کنه.یعنی به اون درجه ای برسه که نیازی به دوست داشته شدن نداشته باشه.در حالت معمولی به قول تو هر دوش نیازه برای انسان
شاید سبقت گرفتن در دوست داشتن دیگری اونهم بعد از محیت دوطرفه نوعی فرسودگی رابطه و یا نشانه های از بین رفتن خلوص باشه چون سبقت و رقابت و اینها واژگانی هستند که حاکی از خودخواهی و منفعت طلبی اند
اگه من با دوست داشتن به خودم بیشتر لذت میدم پس دیگه طرف مقابل رو فقط برای بهانه میخواهم که خودم با ایثار و بخشش و فروتنی خودم در مقابل یکی دیگه لذت ببرم
دو نفر بودن و دو نفری فکر کردن فرق داره با سبقت گیری در عواطف
به نظر شما اگه سبقت و رقابت توی محبت کردن باشه حاکی از خود خواهی و منفعت طلبیه ،من که گفتم دوست داشتن و محبت کردن بدون هیچ چشم داشتی، و فقط به خاطر طرف مقابل نه حتی به خاطر اینکه از حس دوست داشتن به لذت برسیم و به قول شما طرف مقابل بهانه باشد.چند سال پیش کتابی به نام «انسان،تنهایی،عشق» می خوندم که یه جاییش همین حرف شمارو نوشته بود و رابطه مادر و فرزندی را مثال زده بود که دیگه از این رابطه ای عاشقانه تر نداریم توی دنیا،ولی گفته بود اونجا هم حتی مادر به خاطر خود فرزندش نیست که اونقدر دوستش داره و مثلا شبی که مریضه بالا سرش بیدار می مونه بلکه به خاطر ارضای حس ایثار و فداکاری که خداوند در وجودش به ودیعه گذاشته به فرزندش محبت می کنه. ولی من منظورم فراتر از این ارضای حس فداکاریه.البته می دونم خیلی خیلی سخته به این مرحله رسیدن مث وقتی که ابراهیم(ع) به خاطر دوست داشتن خدا حتی فرزندش رو هم حاضر شد قربانی کنه . این مرتبه خیلی خیلی بلندیه ولی به نظر من فکر کردن به این که دست نیافتنیه نباید مانع از تلاش برای رسیدن به اون مرتبه بشه. اتفاقا خلوص اینجاست که شکل می گیره و این دوست داشتن که حتی برای ارضای حس ایثار هم نباشه خالص خالصه ، ولی خوب شاید به نظر بعضیا کسی که ارزش این جور دوست داشتن روداشته باشه روی زمین نباشه ...
سلام من با نظرت موافقم کمتر پیش میاد انسان یدون چشم داشت به دیگری محبت کنه اخه حداقل انتظار داره اونم نیازشو به محبت دیدن جبران کنه. راستی من دردم فقط با خفه کردن اون خانومه درمون میشه نه چیز دیگه ای!!
به نظر من خیلی کمتر پیش می یاد!! می دونی اشکال از کجاست؟ جامعه مارو اینجوری بار آورده!برای رسیدن به این اصل باید طاقت خیلی چیزارو داشت.
دوباره علیک سلام حتما !!فقط اینو مطمئن باش من هر چی باشم تعارفی نیستم!!دفعه بعد اگه کسی بخاد منو سر کار بذاره و علاف کنه حتما برای وسیله خفه کردن به شما مراجعه میکنم!! به ارامش رسیدن تنها ارزوی منه.وهمچنین به ارامش رسیدن شما
سلام.ما همه جوره در خدمتیم.عکس طرف رو بفرست تا خودم پاره پوره اش کنم (عکسو می گم ها).به امید اینکه همه بشر به آرامش برسن
این که تعداد دوست دارا و دوست داشتنیا و ... دلیل هاشون کم یا زیاد دلیل بر درستی یه مسئله نمیشه و فقط اینو مطمئنم که اگه ... دوست داشتن باشه که یه حس خالص بدون هیچ احساس نیازی فقط یه حس... کاملا زیبا؛ کاملا واقعی؛ کاملا دست یافتنی.
و این که من اونقدر بزرگ نیستم که اگه کسی بهم تکیه بده بدون تکیه دادن به اون(یه قانون فیزیک) یا تکیه دادن به کس دیگه ای بتونم تکیه گاه باشم... این در طرف مقابل هم صدق میکنه... البته به بزرگی من هم بستگی داره ...
نمیدونم تونستم مفهومم رو برسونم یا نه...
همیشه پاک باشی...
تا سلام ... والسلام
ممنون. اینکه دوست داشتن خالص زیبا.واقعی و دست یافتنیه رو موافقم و در مورد دوم هم به قول خود شما به بزرگی ما بستگی داره...
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
جفتش
خیلی ممنونم!!!!!!!
یه سوال : چرا فکر میکنی اینها دوتا سواله ؟
دوست داشتن دو طرفه است
اونی که یه طرفه است هوس و خواستن زیاد و به غارت بردنه
که لازمه همشون اینه که انسان رو کالا ببینی
اگه محبت کنیم محبت میبینیم .... در غیر اینصورت یه جای کار ایراد داشته
فکر نمی کنم چون واقعا اینطوریه...
دوست داشتن دو طرفه است ولی دوست داشتن واقعی که به کسی که دوست داشته می شود احساس فوق العاده ای میبخشد ؛دوست داشتنی است که بابت آن از طرف مقابل انتظار دوست داشتن خودمان را نداشته باشیم.البته این سوال به وجود میآید شاید طرف مقابل اصلا نفهمد که ما دوستش داریم که باید بگویم منظور من اصلا این مورد نبوده است . بلکه من منظورم مرتبه ای از دوست داشتن است که بعد از دوست داشتن دوطرفه است.عاشقان واقعی معمولا در دوست داشتن طرف مقابل از هم سبقت میگیرند اما متاسفانه بعضی ها فقط منتظرند ببینند طرف مقابل به آنها محبت می کند تا آنوقت به آنها محبت کنند.البته باید عرض کنم که منظور من اینجا صرفا رابطه خاصی نیست بلکه دربرگیرنده تمام روابط است مثلا دو همکار-دو برادر و ...
بهرحال مرسی از اینکه قابل دونستید و دوست دارم اگه امکانش هست راجع به مطالب قدیمی ترم هم نظرتون رو بدونم البته اگه وقتتون اجازه بده
سلام.
اگر مرا مخیر کنند که میان زیبایی و حقیقت یکی را انتخاب کنم، بیدرنگ زیبایی را انتخاب میکنم. زیرا اطمینان دارم که در زیبایی حقیقتی نهفتهاست که بالاتر از خود حقیقت است.
منتظر نظرتون در وبلاگم هستم.
خیلی ممنون از اظهار نظرتون.ممنون از اینکه قابل دونستین.
به روی چشم حتما در خدمتتون هستم
تجربه ثابت کرده گزینه ۲ به مراتب بهتره!!
تجربه رو بیخیال ...خودت چی می گی...خودت با تجربه موافقی؟
در ضمن ممنون از اینکه قابل دونستید.
سلام
به نظر من باید هر دو تاش باشه
کم اند کسایی که فقط دوست دارند و براشون مهم نیس دوستشون داشته باشن
واقعا تامل بر انگیز بود و البته زیبا
موفق باشین
به نظر من آدم باید به یک سری باورهایی برسه تا بتونه به این مرتبه برسه که مهم نباشه دوستش داشته باشند.ممنون از اینکه قابل دونستید.اگه وقت کردین مطالب قبلی ام رو هم مطالعه کنین خوشحال میشم نظراتتون رو درباره اونها بدونم.
هر دو ی اینها برای انسان یک نیازه وهیچ کدوم به دیگری ترجیج نداره...
ممنون که به وبلاگ من اومدی
ولی به نظر من نهایت بزرگ منشی انسان وقتیه که بدون چشم داشت به کسی محبت کنه.یعنی به اون درجه ای برسه که نیازی به دوست داشته شدن نداشته باشه.در حالت معمولی به قول تو هر دوش نیازه برای انسان
شاید سبقت گرفتن در دوست داشتن دیگری اونهم بعد از محیت دوطرفه نوعی فرسودگی رابطه و یا نشانه های از بین رفتن خلوص باشه چون سبقت و رقابت و اینها واژگانی هستند که حاکی از خودخواهی و منفعت طلبی اند
اگه من با دوست داشتن به خودم بیشتر لذت میدم پس دیگه طرف مقابل رو فقط برای بهانه میخواهم که خودم با ایثار و بخشش و فروتنی خودم در مقابل یکی دیگه لذت ببرم
دو نفر بودن و دو نفری فکر کردن فرق داره با سبقت گیری در عواطف
به نظر شما اگه سبقت و رقابت توی محبت کردن باشه حاکی از خود خواهی و منفعت طلبیه ،من که گفتم دوست داشتن و محبت کردن بدون هیچ چشم داشتی، و فقط به خاطر طرف مقابل نه حتی به خاطر اینکه از حس دوست داشتن به لذت برسیم و به قول شما طرف مقابل بهانه باشد.چند سال پیش کتابی به نام «انسان،تنهایی،عشق» می خوندم که یه جاییش همین حرف شمارو نوشته بود و رابطه مادر و فرزندی را مثال زده بود که دیگه از این رابطه ای عاشقانه تر نداریم توی دنیا،ولی گفته بود اونجا هم حتی مادر به خاطر خود فرزندش نیست که اونقدر دوستش داره و مثلا شبی که مریضه بالا سرش بیدار می مونه بلکه به خاطر ارضای حس ایثار و فداکاری که خداوند در وجودش به ودیعه گذاشته به فرزندش محبت می کنه.
ولی من منظورم فراتر از این ارضای حس فداکاریه.البته می دونم خیلی خیلی سخته به این مرحله رسیدن مث وقتی که ابراهیم(ع) به خاطر دوست داشتن خدا حتی فرزندش رو هم حاضر شد قربانی کنه . این مرتبه خیلی خیلی بلندیه ولی به نظر من فکر کردن به این که دست نیافتنیه نباید مانع از تلاش برای رسیدن به اون مرتبه بشه.
اتفاقا خلوص اینجاست که شکل می گیره و این دوست داشتن که حتی برای ارضای حس ایثار هم نباشه خالص خالصه ، ولی خوب شاید به نظر بعضیا کسی که ارزش این جور دوست داشتن روداشته باشه روی زمین نباشه ...
سلام من با نظرت موافقم کمتر پیش میاد انسان یدون چشم داشت به دیگری محبت کنه اخه حداقل انتظار داره اونم نیازشو به محبت دیدن جبران کنه.
راستی من دردم فقط با خفه کردن اون خانومه درمون میشه نه چیز دیگه ای!!
به نظر من خیلی کمتر پیش می یاد!! می دونی اشکال از کجاست؟ جامعه مارو اینجوری بار آورده!برای رسیدن به این اصل باید طاقت خیلی چیزارو داشت.
دوباره علیک سلام
حتما !!فقط اینو مطمئن باش من هر چی باشم تعارفی نیستم!!دفعه بعد اگه کسی بخاد منو سر کار بذاره و علاف کنه حتما برای وسیله خفه کردن به شما مراجعه میکنم!!
به ارامش رسیدن تنها ارزوی منه.وهمچنین به ارامش رسیدن شما
سلام.ما همه جوره در خدمتیم.عکس طرف رو بفرست تا خودم پاره پوره اش کنم (عکسو می گم ها).به امید اینکه همه بشر به آرامش برسن
من بالاتر از اونی که نوشتم دیگه عشقی نمیشناسم
شناخت از کاستی های خودمون میتونه کمک باشه برای خودخواه نبودن .... شاید بالاتر اون رو من دیگه نمیفهمم
به نام سلام
این که تعداد دوست دارا و دوست داشتنیا و ... دلیل هاشون کم یا زیاد دلیل بر درستی یه مسئله نمیشه و فقط اینو مطمئنم که اگه ... دوست داشتن باشه که یه حس خالص بدون هیچ احساس نیازی فقط یه حس... کاملا زیبا؛ کاملا واقعی؛ کاملا دست یافتنی.
و این که من اونقدر بزرگ نیستم که اگه کسی بهم تکیه بده بدون تکیه دادن به اون(یه قانون فیزیک) یا تکیه دادن به کس دیگه ای بتونم تکیه گاه باشم... این در طرف مقابل هم صدق میکنه... البته به بزرگی من هم بستگی داره ...
نمیدونم تونستم مفهومم رو برسونم یا نه...
همیشه پاک باشی...
تا سلام ... والسلام
ممنون. اینکه دوست داشتن خالص زیبا.واقعی و دست یافتنیه رو موافقم و در مورد دوم هم به قول خود شما به بزرگی ما بستگی داره...